العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
553
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
چه موجب نفرت مرد است مانند بوى زشت و چرك و موى درشت از خود دور كند . اگر از زن ناسازگارى بيند بايد نخست او را پند دهد و اگر سودمند نيفتاد قهر كند و در بستر او نرود و مىتواند او را بزند نه چندان كه به شكنجه بيندازد و آسيب رساند . و اگر شوهر ناسازگار باشد و حقوق زن را ادا نكند و معاشرت بمعروف نكند يعنى زندگى به خوشى ، و بد خوئى نمايد و زن را بى سبب بيازارد ابتدا زن گله نزد او كند و مطالبه حق خويش نمايد و او را به موعظه باز دارد و اگر به اين وسيله نتوانست او را رام سازد شكايت نزد حاكم شرع ببرد تا او را وادار كند و اگر به خوشى سودمند نيفتاد تعزيرش كند به حبس و تازيانه و هر چه صلاح بيند و جائز نيست زن را به شكنجه و آزار وادارد تا از حق خود بگذرد يا چيزى به شوهر ببخشد و اگر در اين حال ببخشند بر شوهر حلال نيست و در قرآن از آن نهى شده است اما اگر به رضاى خود بىآزار و شكنجه شوهر از بعض حقوق خويش يا از همه حقوق بگذرد براى آن كه دل شوهر را بدست آورد جائز است و قبول آن بر شوهر مباح است . اگر زن و شوهر هر دو از يكديگر متنفر باشند و با هم نسازند حاكم يك تن از خويشان